X
تبلیغات
رایتل

احمد عبدی زاده دشتی اولین حقوقدان و قاضی ممسنی
www.s860.mihanblog.com,www.h931.mihanblog.com 

علیرغم اینکه بسیاری از دوستانشان که در زمان پهلوی سیاستمدار شده بودند و به سفارت و وزارت و پست های بالایی رسیده بودند از ایشان جهت شرکت در امور سیاسی در سطح بالای سیاست کشور دعوت می کردند که ایشان هرگز نمی پذیرفتند و کار قضایی را به حضور در سیاست ترجیح میدادند.ولی بعد از انقلاب اسلامی و تغییر در صحنه سیاست کشور و دعوت مردم منطقه از ایشان جهت شرکت در انتخابات دور اول مجلس شورای اسلامی همراه با آقایان انصاریسید عبد الرسول موسوی،  لشکری،  نجفی و  بهادر غلامی و آقای صمد شجاعیان پیشقدم شد ولی انتخابات در ممسنی از همان ابتدا رنگ طایفه گرایی به خود گرفته بود وبه همین دلیل از انتخابات کنار کشید و صحنه را ترک کرد و هرگز به صحنه سیاست برنگشت و به کار قضاوت در دادگستری استان خوزستان ادامه داد و سرپرست دادگستری استان خوزستان شد و بازنشسته شد اندکی بعد از آن هم مدتی به عنوان قاضی حل اختتلاف اداره ثبت اسناد و املاک خوزستان شد و بعد از آن به تهران رفت و حدود 25 سالی را بعد از بازنشستگی در تهران زندگی کرد .

وی درسال 1385در سن 90 سالگی در تهران در گذشت و در روستای کوپن واقع در شهرستان رستم در کنار برادرانش به خاک سپرده شد. آقای عبدیزاده قاضی دادگستری استان خوزستان بوده و از قضات برجستهای بودند که خدمات فراوانی به مردم خوزستان، فارس و کهگلویه و بویر احمد  نمودند و به دلیل اینکه محل خدمت وی در خوزستان بود برای مردم کهگلویه و بویر احمد و خوزستان نسبت به ممسنی خصوصا نورآباد شناخته شده تر می باشد. احمد عبدیزاده مرد بزرگ و شریف و دوست داشتنی ای بود نه به این دلیل که مقامی داشت بلکه به خاطر قلب رئوفی که داشت هر شخصی از طایفه لر چه ممسنی چه بویر احمد و چه بختیاری به وی مراجعه مینمودند تا حد توان از لحاظ مادی و معنوی به وی کمک می کرد حتی در خانه اش قسمتی را از زندگی شخصی اش جدا کرده بود که به آنجا اتاق لرها میگفتند و اکثر کسانی که به نحوی به مشکل برمیخوردند در آن مکان سکونت می یافتند و مردم و ارباب رجوعی که صرفا برای کار قضایی یا غیره قضایی به وی مراجعه میکردند با شادی و خرسندی وی را ترک میکردند.

 زندگیاش را نه تنها برای فرزندان خود بلکه برای طایفه و هر کسی از ایل و تبار خود و حتی برای اشخاص بسیاری که از ایل و تبارش نبودند ، خرج کرد و نه تنها از لحاظ مالی بلکه از لحاظ عاطفی با اطرافیانش تقسیم کرد و به جرات میتوان گفت قسمت کمی از آن را صرف همسر و فرزندان خود کرد با اینکه همسر وی بزرگ شده شهر بود ولی پا به پای آقای عبدی زاده تمام مشکلات ایل و طایفهاش را به دوش میکشید.به راستی درست گفته اند که همیشه انسانهای بزرگ در کنار خود زنان بزرگی را داشتهاند که به روح همسر گرامی وی نیز درود و رحمت میفرستیم.

[ سه‌شنبه 12 فروردین 1393 ] [ 07:18 ] [ بهروز سلیمانی ] [ نظرات (2) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 2730